تحلیل تطبیقی مؤلفه‌های شهر شاد در محلات برنامه‌ریزی‌شده و برنامه‌ریزی‌نشده شهر قزوین (مطالعه موردی: محلات عبید زاکان و مینودر)

نوع مقاله : پژوهشی اصیل

نویسندگان
1 دانشگاه بین المللی امام خمینی
2 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
3 دانشگاه علم و صنعت ایران
چکیده
تحولات نوین درسیاست‌گذاری شهری و رویکردهای انسان‌محور در طراحی، «شادی در شهرها» را به‌عنوان یکی از ابعاد بنیادین کیفیت زندگی شهری مطرح کرده‌اند. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل تطبیقی میزان تحقق مؤلفه‌های شهرشاد در دو بافت شهری متفاوت در شهر قزوین انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی‌ـ‌تحلیلی مبتنی بر رویکرد کمی است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته شامل ۵۱ گویه برگرفته از ادبیات نظری شهر شاد و در قالب طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای، از میان ۷۶۶ نفر از ساکنان دو محله مینودر (بافت برنامه‌ریزی‌شده و مدرن) و عبیدزاکان (فاقد طراحی شهری مدون) جمع‌آوری شده است. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از آزمون‌های تی تک‌نمونه‌ای، من‌ویتنی و فریدمن در نرم‌افزار  SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد که محله عبیدزاکان در مجموع وضعیت مطلوب‌تری نسبت به محله مینودر، به‌ویژه در شاخص‌هایی همچون نشاط و کیفیت زندگی، تعاملات اجتماعی، وضعیت معیشتی، حمل‌ونقل و دسترسی، بهداشت و تنوع کاربری دارد. به‌گونه‌ای که، شاخص نشاط و کیفیت ‌زندگی در محله عبیدزاکان با میانگین رتبه 560.06، به‌مراتب بالاتر از مینودر 205.48 بوده است. در مقابل، محله مینودر تنها در برخی شاخص‌ها نظیر ایمنی و آسایش اقلیمی عملکرد نسبتاً بهتری داشته است. آزمون من‌ویتنی و آزمون تی تک‌نمونه‌ای به‌طور مستقل این تفاوت‌ها را تأیید کرده‌اند. این تفاوت‌ها منعکس‌کننده نقش مؤثر ساختارهای فضایی و کالبدی در تحقق شاخص‌های شهرشاد است؛ به طوریکه بافت‌های مدرن، اگرچه از زیرساخت‌های مناسب برخوردارند، در ارتقای کیفیت زندگی اجتماعی با چالش‌هایی مواجه‌اند، در حالیکه بافت‌های قدیم در برخی ابعاد اجتماعی و انسانی موفق‌تر عمل کرده‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات