جستجو در مقالات منتشر شده


۴۶ نتیجه برای فلزات سنگین


دوره ۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده

مطالعه‌ی حاضر به منظور اندازه‌گیری و مقایسه میزان تجمع فلزات سنگین سرب، کادمیوم، آهن، روی، نیکل و مس در بافت‌های آبشش، کبد و عضله ماهی کیجار بزرگ (Saurida tumbil) انجام گردید. به منظور انجام این مطالعه تعداد ۳۰ عدد ماهی کیجار بزرگ در فروردین سال ۱۳۹۱ از منطقه صیادی ‌بندر هندیجان صید گردیدند. پس از انجام زیست سنجی جهت استخراج فلزات سنگین از روش هضم استفاده گردید و مقادیر فلزات سنگین به وسیله دستگاه جذب اتمی شعله ای GBC مدل Savanta AA تعیین گردید. در میان فلزات سنگین بالاترین میزان تجمع به ترتیب مربوط به Fe>Zn>Cu>Ni>Pb>Cd می‌باشد. میانگین میزان تجمع فلزات سنگین در بافت‌های آبشش، کبد و عضله دارای اختلاف معنی دار می‌باشد (P

دوره ۳، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده

شاخص­های خونی و بیوشیمیایی ماهی فیتوفاگ (Hypophthalmichthys molitrix) در مواجهه با دو غلظت تحت حاد (۶۵/۰ میلی‌گرم بر لیتر) و حاد (۲۵/۳ میلی‌گرم بر لیتر) کادمیوم طی ۹۶ ساعت در شرایط آزمایشگاهی بررسی شد. نتایج نشان داد که از میان شاخص‌های مورد بررسی هموگلوبین، هماتوکریت و گلبول­های قرمز و (Mean Corpuscular Volume)  MCV، به‌طور معناداری نسبت به زمان شروع آزمایش (گروه شاهد)، در هر دو غلظت کاهش یافتند (۰۵/۰p<) در حالی‌که تعداد گلبول­های سفید، (Mean Corpuscular Hemoglobin) MCH  و (Mean Corpuscular Hemoglobin Concentration) MCHC، گلوکز و کورتیزول نسبت به گروه شاهد افزایش معناداری را در هر دو سطح سمیت کم و زیاد (۰۵/۰p<)  نشان دادند. بررسی­ها نشان داد که غلظت­های کادمیوم در مدت کوتاه می­تواند سبب تغییرات برخی از شاخص‌های خونی و بیوشیمیایی در ماهی فیتوفاگ شود و برخی از این شاخص‌ها از جمله کورتیزول می‌تواند بیومارکر مناسبی در ردیابی اثرهای کادمیوم در نظر گرفته شود.

دوره ۳، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده

در یک طرح کاملاً تصادفی، تأثیر غلظت‌های ۰، ۵، ۵۰ و ۱۰۰ میلی‌گرم در لیتر از فلزهای سنگین کادمیوم، مس، سرب و نیکل بر تراکم، میزان کلروفیل a و زیتوده خشک در جمعیت جلبک سبز Scenedesmus quadricauda به مدت ۱۴ روز در شرایط آزمایشگاهی در دمایC °۲۳ ، رژیم نوری ۱۲ ساعت تاریکی: ۱۲ ساعت روشنایی و شدت نور ۶۰ میکرومول فوتون بر مترمربع بر ثانیه بررسی شد. کمترین تراکم، کلروفیل a و زیتوده خشک در غلظت ۱۰۰ میلی‌گرم در لیتر در تمام فلزهای مورد بررسی مشاهده شد. میانگین (± خطای استاندارد) بیشترین میزان کاهش کلروفیل a به‌ترتیب۱/۱± ۲/۲۴،۸/۰± ۱/۲۳، ۴/۱±۷/۳۶ و ۲/۱± ۵/۳۵ درصد در کادمیوم، مس، سرب و نیکل مشاهده شد. به‌طور مشابه، میانگین میزان کاهش در زیتوده خشک به‌ترتیب۱/۳± ۵/۵۱، ۶/۱±۲/۳۵،۴/۲± ۹/۴۷ و ۸/۲±۶/۵۶ درصد در کادمیوم، مس، سرب و نیکل حاصل شد. نتایج نشان داد که فلزهای سنگین باعث کاهش معناداری در میزان کلروفیل a و زیتوده جمعیت S. quadricauda  شدند.

دوره ۵، شماره ۱۶ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده

چکیده آب سالم در طول مسیر از منابع تامین تا محل مصرف مراحلی را طی می کند که در عبور از این مراحل ممکن است دچار بعضی از موارد آلودگی از قبیل آلودگی عناصر فلزی سنگین گردد . جهت تحقیق در این مورد نمونه برداری در محل مصرف ( شیر آب آشامیدنی ۷ نقطه تهران ) انجام شده و نمونه ها از نظر عناصر Cr,Zn,Ni,Cu,pb مورد بررسی قرار گرفتند. در مقایسه نتایج بدست آمده با حدود مجاز استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست نتیجه گیری گردید که متاسفانه میزان سرب در چند نقطه بالاتر از حد مجاز قرار دارد و این با توجه به سرطان زا بودن این عنصر خطرناک است . از آ‎نجا که طبق گزارشات انجمن امور آب ‎آمریکا شبکه توزیع آب حدود ۲۹% در آلودگی آب سهم دارد به نظر می رسد منبع اصلی این افزایش غلظت شبکه توزیع است. مقادیر غلظت سایر عناصر فلزی همه زیر حد استاندارد بود در مرحله بعد در جهت کاهش و حذف آلودگی فلزی روش اسمز معکوس به کار برده شد . نمونه های آب بعد از تصفیه عاری از سرب بود و کارایی این روش را بخوبی نشان داد.

دوره ۵، شماره ۱۷ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده

چکیده    در این تحقیق تاثیر دو دمای نگهداری c˚ ۱۴- و c˚ ۲۸- بر میزان تجمع و پراکنش فلزات آهن، مس، روی، منیزیم، منگنز، جیوه، سرب و کادمیوم در بافت های عضله و امعاء و احشاء ماهیان کفال پشت سبز(Liza dussumieri) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آماری نشان داد میانگین آهن عضله ماهیان بالغ و نابالغ نگهداری شده در دمای c˚ ۱۴- (به ترتیب ppm۱/۷۷ وppm۶/۱۶۶)، بیش از عضله تازه ماهیان ( به ترتیب ppm۵/۲۸ وppm۱/۸۸) و نگهداری شده در دمای c˚ ۲۸- (به ترتیب ppm۲۶ وppm۱/۱۰۹) بود. از سوی دیگر مشخص گردید میزان فلز روی در امعاء و احشاء ماهیان بالغ نگهداری شده در دمای˚c ۲۸- (ppm۸/۵۶)بیش از ماهیان تازه(ppm۵/۴۳) و نگهداری شده در دمایc˚ ۱۴- (ppm۵/۴۲) بود. میزان سرب امعاء و احشاء ماهیان نابالغ تازه (ppm۹/۵۹) و نگهداری شده در دمای c˚۱۴- ( ppm۳/۵۸) نیز کمتر از ماهیان نابالغ نگهداری شده در دمای c˚ ۲۸- (ppm۲/۱۱۰) بود. با توجه به این که مقادیر دیگر فلزات طی دوره انجماد تغییر معنی داری نداشت، به نظر می رسد دمایc˚ ۲۸- کیفیت بهتری از حیث تغییرات تجمع و پراکنش فلزات در بافت های خوراکی فراهم نموده و عضلات ماهیان نگهداری شده در این دما به لحاظ امنیت غذایی از سلامت بیشتری برخوردار باشند.  

دوره ۷، شماره ۳ - ( ۸-۱۴۰۲ )
چکیده

هدف: حذف فلزات سنگین آب شرب از چالش های بزرگ صنعت آب و فاضلاب محسوب می گردد. بدین منظور کاربرد روشهایی نظیر استخراج فاز جامد و به دنبال آن بکارگیری جاذب های انتخاب گزین یونهای فلزی در این روش از موضوعات حائز اهمیت بالا در صنعت آب و فاضلاب محسوب می گردد.
روش: در این تحقیق، به منظور حذف فلز سنگین آلاینده و سمی کادمیوم از آب در صنعت تصفیه آب، نانو ذرات Fe۳O۴ با قطر ۱۰ نانومتر سنتز شده است. برای مقاوم سازی این نانو ذرات به خوردگی و عوامل فرسایشی محیط، با پوسته سیلیکا پوشش داده شده است و سپس با هدف حذف یونهای کادمیوم از محلول‌های آبی سطح نانو ذرات Fe۳O۴@SiO۲ با مولکول­های ۱و۴-دی هیدروکسی آنتراکوئینون اصلاح شده است. با مشخصه یابی نانو ذرات سنتز شده، کارآیی این نانو ذرات در جداسازی یون‌های کادمیوم محلول در آب مورد ارزیابی قرار گرفته است. نانو ذرات مغناطیسی سنتز شده و عامل دار شده دارای سطح موثر  m۲/g ۳۷۸ با رنگ سیاه و مورفولوژی کروی هستند. آثار پارامترهای میزان نانو جاذب ، pH محلول، غلظتهای متفاوت محلول و زمان آزمایش در حذف یو­ن­های کادمیوم دو ظرفیتی ارزیابی شد.
نتایج: بر اساس نتایج، مقادیر بهینه برای فرایند جذب در ۷ = pHو با بکارگیری mg ۱۸ جاذب در ml ۵۰ محلول کادمیوم با غلظت اولیه mmol/L ۳۵/۰ منجر به حذف یون کادمیوم با ماکزیمم جذب ۹۲% در دمای محیط در مدت زمان ۳۵دقیقه بدست آمد. همچنین قابلیت بازیافت و استفاده مجدد Fe۳O۴@SiO۲-DAQ در فرآیند جذب-واجذب یون کادمیوم با بکارگیری آهن ربای مغناطیسی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج مؤید آن است که این نانوکامپوزیت سنتزی یک جاذب مؤثر با عملکرد عالی به منظور حذف یون کادمیوم دو ظرفیتی از محلول­های آبی است.
 

دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده

موضوع تحقیق: حضور فلزات سنگین در آب‌های سطحی و زیرزمینی و به دنبال آن ورود این دسته از فلزات به آب­های شرب در غلظت­های بالا تأثیرات جبران­ناپذیری بر سلامت انسان­ها دارد. در این راستا، از گذشته تا کنون استفاده از روش استخراج فاز جامد به‌عنوان روشی معمول و کاربردی برای حذف فلزات سنگین از نمونه­ های آب و فاضلاب محسوب می­شده است. بنابراین تولید جاذب­های مؤثر روش استخراج فاز جامد برای حذف یون­های فلزات سنگین از درجه اهمیت بالایی برخوردار است.
روش تحقیق: در پژوهش حاضر، مولکول­های پلی­وینیل الکل با استفاده از ترکیبات سیانوریک کلرید و تری­اتوکسی‌سیلیل‌پروپیل‌آمین به نانوذرات هسته-پوسته Fe۳O۴@SiO۲ متصل شدند. در ادامه نانوذرات سنتزی به‌عنوان جاذبی مؤثر برای حذف یون فلز سنگین Pb۲+ از محلول­های آبی مورد استفاده قرار گرفتند. خصوصیات ساختاری، ریختار (Morphology) و اندازه ذرات با استفاده از طیف­سنجی فروسرخ تبدیل فوریه، پراش انرژی پرتوی ایکس، پراش پرتوی ایکس، گرماوزن‌سنجی، مغناطیس­سنجی نمونه مرتعش و میکروسکوپی الکترونی عبوری و پویشی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتند.

نتایج اصلی: بهینه ­سازی پارامترهای مؤثر در عملکرد جذبی جاذب همچون pH، دوز جاذب و مدت زمان تماس در mL ۵۰ محلول (با غلظت اولیه mg/L ۵۲/۷۲) در دمای محیط انجام شد. نتایج بررسی­ ها نشان داد که بهترین عملکرد جذبی در pH برابر با ۷ در مدت زمان min ۳۵ و مقدار mg ۳۲ از جاذب اتفاق می­ افتد که منجر به حذف یون فلز سنگین Pb۲+ به میزان ۸۹% از محلول می­ شود. علاوه بر این، نانوجاذب سنتزی توانایی بازیابی و استفاده پی­ در­پی تا ۵ مرتبه در فرایند جذب-واجذب را بدون کاهش جدی در فعالیت عملکردی دارد.
 

دوره ۸، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده

اهداف: ماهی منبع بالقوه ویتامین ها و مواد معدنی است و روش پخت ممکن است نقش مهمی در محتوای نهایی مواد مغذی ماهی داشته باشد. هدف از این تحقیق تاثیر روش های مختلف پخت بر غلظت فلزات سنگین، ترکیب شیمیایی و اسید چرب بافت ماهی کلمه بود.
مواد و روش ها: چهار روش پخت شامل بخارپز، کبابی، مایکروویو و سرخ­کردن روی فیله خام اعمال شد. تعیین میزان فلزات سنگین نمونه ها با استفاده از دستگاه جذب اتمی انجام گرفت. ترکیب شیمیایی بدن با روش استاندارد و ترکیب اسیدهای چرب ماهی با دستگاه گاز کروماتوگراف تعیین شد.
یافته ها: نتایج نشان داد اعمال روش های مختلف پخت منجر به کاهش معنادار رطوبت (سرخ کردن) و خاکستر (مایکروویو) و افزایش معنادار چربی (سرخ کردن) و پروتئین (کبابی) نسبت به نمونه خام گردید. در طبخ به شیوه کبابی میزان اسید چرب PUFA، اسید چرب امگا-۳ و نسبت ایکوزاپنتانوئیک اسید (EPA) به دوکوزاهگزانوئیک اسید (DHA) نسبت به سایر روش های پخت و نمونه خام افزایش یافت. غلظت جیوه درنمونه های سرخ شده نسبت به نمونه خام و سایر روش های پخت افزایش معنی داری یافت. غلظت فلزات سنگین در نمونه های بخارپز نسبت به فیله خام و پخته شده کاهش معنی داری داشت.
نتیجه گیری: با توجه به افزایش EPA و DHA و نسبت ω-۳/ω-۶  در نمونه های کبابی و کاهش غلظت فلزات سنگین در نمونه های بخار پز ، این دو شیوه پخت روش مناسبی برای پخت این نوع ماهی  و تغذیه سالم می باشد.

 

دوره ۸، شماره ۳۱ - ( ۵-۱۳۹۰ )
چکیده

چکیده سابقه و هدف: نظر به تولید و مصرف روز افزون قارچهای خوراکی پرورشی در ایران به دلیل ارزشهای تغذیه ای، داروئی و اقتصادی و با توجه به خصوصیات فیزیولوژی انواع قارچها، در جذب فلزات سنگین از اکوسیستم، تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان سرب و کادمیوم در قارچهای تکمه ای خوراکی پرورشی در سطح شهر تهران در سال ۱۳۸۶ انجام شد. مواد و روشها: تحقیق به روش توصیفی و بر روی ۸ نمونه از قارچهای شاخص از نظر تجاری انجام و پس از بدست آوردن شرایط بهینه جهت خشک کردن قارچها، عناصر سرب و کادمیوم با بهره گیری از دستگاه اسپکترومتر جذب اتمی تعیین گردید. یافته ها: سطح غلظت سرب در شش مورد از قارچهای خوراکی پرورشی از نوع تکمه ای مورد مطالعه در حد استاندارد اتحادیه اروپا                         ) EU۴۶۶/۲۰۰۱ ( و در دو نوع قارچ تکمه ای به ترتیب با ۰۱۴/۰±۳۵/۵ میلی گرم در کیلوگرم و ۰۱۴/۰±۷۱/۳ میلی گرم در کیلوگرم بیش از حد استاندارد فوق الذکر بوده و همچنین میزان کادمیوم اندازه گیری شده در تمام قارچهای تکمه ای خوراکی پرورشی مورد آزمایش پائین تر از حد مجاز استاندارد اتحادیه اروپا تعیین گردید. نمونه قارچهای مورد آنالیز از نظر میزان کادمیوم در حد قابل قبول استاندارد اتحادیه اروپا (EU۴۶۶/۲۰۰۱) قرار داشتند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه نمونه های حاوی مقادیر بالاتر از حد مجاز سرب، ۲۵ درصد کل نمونه ها را شامل می شوند و با توجه به مصرف روز افزون قارچهای خوراکی پرورشی در ایران دقت بیشتری در مورد شرایط و محیط پرورشی قارچها لازم می باشد.

دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

اهداف: فلزات سنگین به‌دلیل ماندگاری طولانی‌مدت، از مهم‌ترین آلاینده‌ها در محیط‌های خاکی و آبی هستند. هدف مطالعه حاضر، جداسازی باکتری حل‌کننده فسفات از پساب فلزی، بررسی میزان مقاومت، حذف فلز توسط آن و تاثیر فسفاتاز در حذف فلزات بود.
مواد و روش‌ها: در مطالعه تجربی حاضر جداسازی باکتری حل‌کننده فسفات و شناسایی جدایه با آزمون‌‌های بیوشیمیایی و مولکولی صورت گرفت. فسفاتاز به‌روش رنگ‌سنجی، میزان مقاومت جدایه به فلزات با کمترین غلظت مهارکنندگی ((MIC و کشندگی MBC)) و میزان حذف فلزات با جذب اتمی اندازه‌گیری شد. تغییرات سطح سلول‌های در معرض فلز با طیف‌سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز و اثر فسفاتاز در حذف فلزات بررسی شد. داده‌ها توسط آزمون دانکن به‌کمک نرم‌افزارهای Excel ۲۰۱۳ و SPSS ۲۰ تحلیل شدند.
یافته‌ها: جدایه سراشیا پروتئوماکولانس شناسایی شد که اسیدفسفاتاز تولید می‌کرد. بیشترین MIC۵۰ و MBC به‌ترتیب مربوط ‌به نیکل و سرب و بیشترین میزان حذف مربوط به سرب بود. میزان مقاومت جدایه به دو فلز کروم و کادمیوم اندک و MIC آنها به‌ترتیب کمتر از ۰/۱ و کمتر از ۱میلی‌مولار، و میزان حذف کروم و کادمیم به‌ترتیب حدود ۱۸% و ۴۸% به‌دست آمد. طول موج cm۳۳۹/۹۸۸ مربوط به Pb۳(PO۴)۲ در سلول‌های تیمارشده با ۵میلی‌مولار سرب مشاهده شد. سویه جداشده در مورد سرب بیشترین مقاومت و حذف را نشان داد. مکانیزم حذف نیکل تنها مربوط به عوامل سطح سلولی بود، در حالی که سرب علاوه بر سلول، توسط فسفاتاز نیز حذف شد.
نتیجه‌گیری: سراشیا پروتئوماکولانس باکتری حل‌کننده فسفات پساب فلزی است. این باکتری آنزیم فسفاتاز تولید می‌کند که عامل حذف فلز سرب است.


دوره ۹، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

ایسه تجمع فلزات سنگین مس، روی و کادمیوم و بررسی تغییرات متالوتیونین به‌عنوان نشانگر زیستی آلودگی در بافت آبشش خرچنگ شبح (Ocypode saratan) در دو بازه زمانی پیش مانسون (اردیبهشت) و پس مانسون (آبان) در جنگل‌های حرای خلیج چابهار و گواتر در سال ۱۳۹۸ انجام شد. نتایج نشان داد که در هر دو بازه زمانی الگوی تجمع فلزات در بافت آبشش خرچنگ شبح به‌صورت روی، مس، کادمیوم است. میانگین غلظت فلزات مس، روی، کادمیوم در فصل پیش مانسون و پس مانسون در ایستگاه چابهار به ترتیب ۱۷۳/۶، ۱۸۶/۴۳، ۰/۰۹۵ و ۱۵۶/۷، ۱۷۵/۱۳، ۰/۰۲۶ و در ایستگاه گواتر میانگین غلظت فلزات مس، روی، کادمیوم در پیش مانسون و پس مانسون به ترتیب۲۳۷/۳، ۲۳۱/۸، ۰/۰۴۸ و ۲۰۵/۹، ۲۵۳/۲، ۰/۰۳۷ میکروگرم بر گرم وزن خشک به دست آمد. میانگین میزان متالوتیونین در فصل پیش مانسون و پس مانسون در ایستگاه چابهار به ترتیب ۲/۰۲ و ۰/۱ و در ایستگاه گواتر نیز به ترتیب ۲ و ۰/۱۲ میکروگرم بر گرم وزن تر بدست آمد.  بررسی میزان متالوتیونین نشان داد که در فصل پیش مانسون بالاتر از پس مانسون بود. در مقایسه میزان متالوتیونین  بین دو ایستگاه چابهار و گواتر اختلاف معنی‌داری بدست نیامد (۰/۰۵<P). اما در هر دو ایستگاه به‌صورت جدا بین دو فصل پیش مانسون و پس مانسون نشان‌دهنده وجود اختلاف آماری معنی‌داری بود (۰/۰۵>P). بررسی همبستگی متالوتیونین با فلزات نشان داد که هیچ‌گونه همبستگی بین متالوتیونین با فلزات مورد مطالعه وجود ندارد. بنابراین، طبق مشاهدات تغییرات غلظت متالوتیونین در این گونه متاثر از فلزات سنگین نبوده و میتواند ناشی از تغییرات شرایط محیطی فصول باشد.

دوره ۹، شماره ۳۴ - ( ۲-۱۳۹۱ )
چکیده

چکیده در این مطالعه وضعیت آلودگی مواد غذائی با منشا دامی و آبزیان به فلزات سنگین در کشور مورد مطالعه قرار گرفته است. مطالعات در مورد شیر و فرآورده های آن در این مورد محدود است و نتایج بررسی ها نشان میدهد که آلودگی شیر به سرب کم و لی به کادمیوم نسبتا زیاد است. در مناطق صنعتی کشور آلودگی شیر به آهن زیاد است. میزان مس و سرب در شیر خشک کودک که وارداتی است یش از حد مجاز است. در مورد آبزیان صید شده در سواحل دریای خزر آلودگی به سرب و کادمیوم در برخی مناطق بیش از حد مجاز سازمان جهانی بهداشت است. چنین وضعی در مورد ابزیان آب های جنوب کشورهم در ارتباط با سرب، کادمیوم و نیکل دیده میشود. در سال ۱۳۸۴ در ماهیان سفید صید شده از سواحل مرکزی خزر جنوبی آلودگی از نظر جیوه بیش از حد استاندارد بوده است. نتایج بررسی ها  در میگو  مبین آلودگی کم این آبزی به فلزات سنگین است  و در آبزیان خوراکی دیگر مثل صدف ها آلودگی به نیکل و وانادیوم مشاهده میگردد. در مورد گوشت قرمز تنها یک مطالعه وجود دارد که نشان دهنده آلودگی سرب در تعداد کمی از نمونه ها      می باشد.

دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده

ماهیان از جمله موجوداتی هستند که قابلیت تجمع زیستی از این فلزات را دارا هستند. هدف از این مطالعه، بررسی غلظت فلزات آلومینیوم، وانادیوم، قلع و کروم در بافت عضله ماهی زمین کن دم نواری و ارزیابی خطر احتمالی آن است. به همین منظور ۳۰ قطعه ماهی در تیر ۱۳۹۸ از بندر بوشهر، خلیج فارس صید شد. نمونه‌ها طبق روش استاندارد آزمایشگاهی آماده و به کمک دستگاه ICP-OES غلظت فلزات سنگین اندازه‌گیری شدند. میزان غلظت عناصر در بافت عضله ماهی به منظور مصارف انسانی با استانداردهای جهانی مقایسه، همچنین برآورد میزان جذب روزانه، هفتگی در کودکان و بزرگسالان، حد مجاز مصرف برای آنان و شاخص‌های خطر مصرف این ماهی نسبت به بیماری‌های سرطان‌زایی محاسبه گردید. نتایج نشان داد که میانگین غلظت آلومینیوم (۳/۱۰±۹/۲۳)، وانادیوم (۰۷/۰±۱۵/۰)، قلع (۲/۲±۴۱/۵) و کروم (۱۲/۰±۳۴/۰) بر اساس میکروگرم بر گرم وزن تر در بافت عضله مشاهده شد. میزان جذب فلزات مورد مطالعه در بافت عضله ماهی به صورت Al>Sn>Cr>V بود. نتایج نشان داد که حد مجاز مصرف فلزات سنگین به استثناء آلومینیوم بقیه کمتر از استاندارد سازمان بهداشت جهانی بودند. محاسبه شاخص خطر نشان داد که آلومینیوم در هر دو گروه بزرگسالان و کودکان و کروم در کودکان مقادیر بیشتر از یک دارد، در همین راستا نظـارت مـستمر بـر سـطوح فلـزات ســنگین در مــاهی هــای عرضــه شــده در بــازار، جهــت اطمینـان از بـالاترنبـودن از حـد مجـاز اسـتاندارد هـای جهانی ضروری به نظرمی رسد.

دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده

در این تحقیق رسوبات سواحل مناطق قشم، بندرخمیر و بندرلافت در استان هرمزگان جهت تعیین میزان آلودگی فلزات سنگین سرب، نیکل، روی، آهن و مس بوسیله فرایندهای طبیعی و یا فعالیت های انسانی مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور شناسایی آلودگی­های زیست محیطی ناشی از فلزات سنگین، نمونه برداری با بیلچه از رسوبات این مناطق جهت اندازه­گیری غلظت فلزات سنگین و  تعیین شاخص غنی­شدگی قرار گرفت. موقعیت نمونه ها به کمک دستگاه GPS تعیین و نمونه برداری از رسوبات سطحی (منطقه جزر و مدی) در ۳۰ ایستگاه در مناطق مورد مطالعه انجام شد. جهت تعیین غلظت فلزات سنگین از دستگاه جذب اتمی شعله استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین غلظت عناصر سنگین سرب، نیکل، روی، آهن و مس در تمام ایستگاه­های نمونه برداری با یکدیگر اختلاف معنی­داری را نشان می­دهد (P<۰,۰۵). بطوریکه از لحاظ غلظت عناصر مورد مطالعه منطقه قشم (مس: ۸۸/۱± ۷۶/۳۳ ، روی: ۷۵/۲± ۴۴/۸۵، سرب: ۲۳/۱± ۷۹/۳۱ ، نیکل: ۲۹/۲± ۱۷/۳۴  و آهن: ۲۱/۶۹۱± ۳۸۰۰۰ میکرو­گرم بر گرم) نسبت به مناطق بندرخمیر (مس: ۳۰/۲± ۸۴/۲۶، روی: ۱۲/۲± ۵۴/۷۷، سرب: ۳۷/۱± ۷۱/۲۴، نیکل: ۳۰/۱± ۸۲/۲۵   و آهن: ۴۸/۸۸۲± ۳۶۸۱۰  میکرو­گرم بر گرم) و بندرلافت (مس: ۴۲/۲± ۷۴/۲۲ ، روی: ۶۱/۲± ۲۲/۶۵ ، سرب: ۳۲/۱± ۹۳/۱۹  ، نیکل: ۰۶/۲± ۷۰/۲۱  و آهن: ۵۶/۱۰۱۴± ۳۵۵۶۰  میکرو­گرم بر گرم) از آلودگی بالاتری برخوردار بود. همچنین نتایج نشان داد که فاکتور غنی­شدگی فلزات در تمامی نمونه­های رسوب کم می­باشد و از لحاظ شاخص ژئوشیمیایی مولر، درجه آلودگی خاک در رده خاکهای غیر­آلوده می­باشند.

دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده

ماهی یکی از مهم‌ترین منابع پروتئینی برای تغدیه و سلامت انسان است. از این رو پایش تجمع فلزات سنگین در ماهیان تجاری همواره مهم می‌باشد. در مطالعه حاضر میزان تجمع فلزات سنگین (مس و سرب) در بافت عضله و خطرات احتمالی آن‌ها برای مصرف کنندگان در سه گونه ماهی پرمصرف در جنوب کشور(بندرعباس) یعنی سرخو (Lutjanus ehrenbergiسنگسر (Pomdasys Kaakan) و کفشک تیز دندان (Psettodes erumei) در سال ۱۳۹۸مورد بررسی قرار گرفت. میانگین میزان تجمع (میکروگرم بر گرم وزن خشک) فلز مس در ماهی سرخو، سنگسر و کفشک به ترتیب برابر با ۰۲۵/۰±۰۷۸/۰، ۰۱۷/۰±۱۳۶/۰ و ۰۱۳/۰±۱۲۷/۰ بود، در حالی که میزان تجمع سرب در آن‌ها به ترتیب برابر با ۰۱۸/۰±۰۷۹/۰، ۰۲۳/۰±۰۹۰/۰ و ۰۳۱/۰±۱۰۷/۰ بدست آمد. بالاترین میزان جذب روزانه (میکروگرم در کیلوگرم وزن بدن در روز) مس برابر با ۰۲۳/۰ و ناشی از مصرف ماهی سنگسر بود، در حالی که بالاترین میزان جذب روزانه سرب ناشی از مصرف ماهی کفشک و برابر با ۰۱۸/۰ به دست آمد. میزان جذب روزانه و هفتگی در هر دو فلز و در هر سه گونه ماهی کمتر از مقادیر دوز مرجع EPA و مصرف قابل تحمل (TI) ارائه شده توسط کمیسیون مشترک FAO/WHO ، بود. برآورد میزان خطر (THQ) محاسبه شده برای هر دو فلز به میزان قابل توجهی پایین تر از ۱ بود. نتایج نشان داد که جوامع شهری استان هرمزگان با میزان مصرف های محاسبه شده در معرض هیچ گونه خطری ناشی از تجمع فلزات سنگین مورد بررسی در این مطالعه نمی باشند.

دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده

با هدف ارزیابی خطر سلامت و تعیین حدود مجاز مصرف ماهیان کوپر (Argyrops spinifer)، کوترساده (Sphyraena jelloo) و گوارزیم دم رشته ای (Nemipteru japonicus) تعداد ۳۳ قطعه ماهی از اسکله صیادی جفره بوشهر صید شد. ماهیان پس از انتقال به آزمایشگاه، آماده سازی شدند و غلظت فلزات سنگین آهن، منگنز، و کبالت در عضله ماهیان توسط دستگاه طیف­سنج جرمی پلاسمای جفت شده القائی  سنجش شد. غلظت فلزات در عضله ماهیان با استانداردهای بین المللی مقایسه شدند. به منطور ارزیابی خطر سلامت شاخص خطر و شاخص مجموع خطرات فلزات سنگین، و جهت تعیین حدود مجاز مصرف میزان جذب روزانه و هفتگی، حد مجاز مصرف روزانه و نرخ مجاز مصرف در دو گروه سنی بزرگسالان و کودکان برآورد شدند. بر اساس نتایج میزان منگنز در هر سه گونه (۵۹/۳۶ تا ۴۸/۵۵ میکروگرم در گرم) از استاندارد سازمان جهانی بهداشت و آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا بیشتر بود. همچنین میزان کبالت در ماهیان کوپر و کوتر ساده (۶۲/۶۶ و ۳۸/۰ میکروگرم در گرم) از استاندارد سازمان جهانی بهداشت بیشتر بود. بر اساس شاخص خطر،  مجموع خطرات فلزات سنگین، میزان جذب روزانه و هفتگی مصرف هیچ کدام از ماهیان از نظر هر سه فلز سنگین خطری برای سلامت مصرف کننده به همراه نداشت. افزون بر این بالاترین حدمجاز مصرف در بزرگسالان و کودکان در ماهی کوپر (۱۲/۱۰ و ۱۷/۲ کیلوگرم در روز، )، و کوتر ساده (۳۶/۲۹ و ۲۹/۶ کیلوگرم در روز) منگنز در و گوارزیم دم رشته ای (۲۵/۱۸۴ و ۴۸/۳۹ کیلوگرم در روز)  کبالت تعیین گردید.

دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۸ )
چکیده

جیوه ازخطرناکترین آلاینده­های زیست-محیطی است که در صورت ورود به بدن انسان متابولیزه نشده و با تشکیل کمپلکس­های پایدار با مولکول­های زیستی اختلالات عصبی، تنفسی و متابولیکی متعددی را در پی­ خواهد داشت بنابراین توسعه روش­های دقیق، سریع و ارزان برای تشخیص جیوه درمحیط زیست اهمیت زیادی دارد. نقطه کوانتومی کربنی یک ماده فلورسنت جدید با خواص فیزیکی و شیمیایی منحصر به فردی است که برای کاربردهای تشخیصی به خصوص برای تشخیص فلزات سنگین در غلظت­های کم مورد توجه قرار گرفته است. در این بررسی نقاط کوانتومی کربنی با نشر فلورسنت آبی با استفاده از روش پیرولیز سنتز و مشخصه یابی شد. نشر فلورسنت نقاط کوانتومی کربنی سنتز شده در میانکنش با جیوه به میزان قابل توجهی کاهش یافت. در ادامه برای سهولت استفاده از این ماده برای تشخیص جیوه در هیدروژل آلژینات سدیم انکپسوله شد. امکان خاموش سازی توسط جیوه در ساختار هیدروژل ارزیابی شد و کمترین غلظت قابل شناسایی جیوه در ساختار جدید به میزان  یک میکرومولار به دست آمد. استفاده از ساختار هیدروژلی علاوه بر اینکه سبب گسترش کاربردهای حسگر جیوه می­شود، می­توان از آن برای حذف جیوه از محیط نیز بهره برد.
 

دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده

امروزه رهاسازی مداوم آلاینده ­های زیست‌محیطی به بوم‌سازگان‌های آبی، این محیط­ها را به ‌شدت آسیب‌پذیر نموده و آن‌ها را به انباری برای این مواد سمی مبدل ساخته است، بنابراین بررسی اثرات این آلاینده­­ها بر آبزیان ضروری می­باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان سمیت نیترات نقره و مشاهده تغییرات رفتاری میگوی وانامی طی مواجهه با آن انجام شد. برای تعیین سمیت از روش استاندارد سازمان همکاری و توسعه اقتصادی استفاده شد. در ابتدا توان زیستی و بقاء میگوی وانامی پس از دو هفته سازگاری با شرایط آزمایشگاه بررسی شد، سپس با انجام آزمایشات مقدماتی، مقادیر واقعی حدکشندگی نیترات نقره بدست آمد. به منظور تعیین غلظت کشندگی میانی، میگوها به مدت ۹۶ ساعت در معرض غلظت­های  ۰۲۵/۰، ۰۵/۰، ۱/۰، ۲/۰، ۴/۰ و ۸/۰ میلی­گرم در لیتر نیترات نقره قرار گرفتند و تلفات آن­ها به صورت روزانه هر ۲۴ ساعت ثبت شد و میزان غلظت کشندگی میانی، غلظت بدون اثر بازدارنده، حداقل غلظت موثر و حداکثر غلظت مجاز بر اساس میزان تلفات محاسبه شد. طی آزمایش توان زیستی و بقاء هیچ گونه تلفاتی تا ۹۶ ساعت مشاهده نشد و مقدار بقاء میگوها ۱۰۰% بود. میزان غلظت کشندگی میانی، غلظت بدون اثر بازدارنده، حداقل غلظت موثر و حداکثر غلظت مجاز به ترتیب برابر با ۰۸۴/۰، ۰۲/۰، ۰۲۵/۰ و ۰۰۸۴/۰ میلی­گرم در لیتر تعیین شد. در غلظت­های مختلف نیترات نقره، میگوها رفتارهایی از قبیل شنای غیر طبیعی، حرکات سریع پاهای شنا، آمدن به سطح آب، پیچیدن بدن به دور خود و در نهایت از دست دادن تعادل نشان دادند. 

دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده

اهمیت گونه‌های حرا در دنیا غیر قابل انکار است و کاشت مصنوعی حرا یک راه حل مطلوب در راستای حفاظت از گونه‌های حرا است. درختان حرا خدمات اکولوژیک حیاتی به ما ارائه می‌دهند و یکی از اصلی ترین ویژگی‌های آنها، پالایش زیستی فلزات سنگین است. در تحقیق حاضر اثرات کاشت درختان حرا در پارک ولایت بندرعباس بر آلودگی، جذب و ریسک اکولوژیک فلزات سنگین آرسنیک، مس، آهن، نیکل، سرب، وانادیوم و روی در رسوبات سطحی آن منطقه بررسی شد. بر این اساس، ۳۰  نمونه رسوب از دو منطقه‌ نمونه­برداری موازی دارای حرا و فاقد حرا تهیه شد و هر منطقه نمونه­برداری شامل بخش‌های بالا، میانه و پایین بود. در آزمایشگاه نمونه‌ها پس از خشک شدن توسط آون با الک ۶۳ میکرونی الک و در محلول هیدروکلریک اسید و نیتریک اسید هضم شدند. غلظت فلزات سنگین آرسنیک، مس، آهن، نیکل، سرب، وانادیوم و روی توسط دستگاه ICP مشخص گردید. فاکتورهای مورد بررسی، ریسک اکولوژیک خطرناکی را برای آرسنیک و سرب نشان دادند که ریسک بالاتری در نمونه‌های بدون حرا مشاهده شد. مقایسه‌ نتایج با سطوح راهنمای رسوب و دیگر مطالعات غلظت خطرناک آرسنیک را نشان دادند. ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که حرای مصنوعی تأثیر معنی­ داری بر الگوی جذب فلزات سنگین داشته است (p-Value < ۰,۰۵). آنالیز مولفه‌های اصلی (PCA) نشان داد که آرسنیک و سرب غالباً از نشت محصولات نفتی و پساب‌های صنعتی منشاء می‌گیرند درحالیکه مس، آهن، نیکل، وانادیوم و روی غالباً منشاء طبیعی و زمین شناسی دارند.



دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده

خانواده گاوماهیان در اکوسیستم­های ساحلی دارای بسترهای گلی لجنی و اکوسیستم حرا نقش قابل ملاحظه­ای بازی می­کنند و همچنین در زنجیره غذایی در این مناطق دارای نقش کلیدی می­باشند. آنها را به عنوان یک پایشگر فلزات سنگین می شناسند. این پژوهش با هدف بررسی فلزات کادمیم، سرب و نیکل در عضله دو گونه از خانواده گاو ماهیان شاملCryptocentrus cyanotaenia  در جزیره هرمز وBoleophthalmus dussumieri  در بندر خمیر انجام شد. در مجموع از هر گونه ۳۰ عدد از ماهیان در هر منطقه جمع آوری و پس از زیست سنجی و مراحل آماده سازی و هضم جهت تعیین میزان غلظت فلزات نیکل، کادمیوم و سرب توسط دستگاه جذب اتمی آنالیز شدند. در این پژوهش مقایسه هایی بین غلظت فلزات با حداکثر۸۸/۱± ۱۰/۱۳ و حداقل ۲۰/۱ ±۸۵/۲ میکروگرم بر گرم بترتیب سرب و کادمیوم  در عضله B. dussumieri بدست آمد. بیشترین وکمترین ۹۶/۱± ۱۳/۱۲  و۸۳/۰± ۸۶/۲بترتیب برای سرب و کادمیوم در عضله C.cyanotaenia   ثبت شد. با بررسی همبستگی بین غلظت فلزات در عضله گونه‌ها مشخص شد ارتباط مثبت و معنی داری بین غلظت فلزات در عضله و زیست سنجی  (طول کل و وزن کل) آن‌ها وجود دارد. نتایج نشان داد که خانواده گاو ماهیان مورد مطالعه پایشگرهای زیستی مناسبی برای فلزات نیکل، کادمیوم و سرب هستند.

صفحه ۱ از ۳    
اولین
قبلی
۱