جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای آلودگی خاک


دوره ۷، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۸۷ )
چکیده

در مهندسی ژئوتکنیک زیست‌محیطی یکی از روشهای مؤثر در رفع انواع آلودگیها از خاک، استفاده از الکتروکینتیک است. اگرچه کائولینیت به‌علت بار منفی کم، قابلیت پایینی در جذب و نگهداری آلاینده‌های زیست‌محیطی دارد، لیکن حضور کربنات در خاکهای حاوی کائولینیت، می‌تواند باعث افزایش قابلیت نگهداری آلودگی در خاک شود. علی‌رغم تحقیقات وسیعی که در زمینه بازده روش الکتروسینتیک در رفع آلودگی از خاکهای مختلف انجام شده، تأثیر حضور کربنات بر راندمان رفع آلودگی به‌ویژه در مقیاس کارگاهی کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است. در این تحقیق تأثیر حضور کربنات‌کلسیم بر فرایند رفع آلودگی فلزهای سنگین با استفاده از روش الکتروکینتیک، بر دو نوع خاک کائولینیت و خاک طبیعی بستر مرکز دفن زباله همدان در مقیاس آزمایشگاهی و کارگاهی مطالعه شده است. به نمونه کائولینیت مورد مطالعه مقادیر ۴، ۱۰، ۱۵، ۲۰، ۲۵، و ۳۰% کربنات اضافه شد. سپس با اضافه کردن درصدهای مختلف نیترات روی به‌عنوان منبع آلودگی، نمونه فوق تحت آزمایشهای الکتروسینتیک قرار گرفت. همچنین بر اساس مبانی تئوری و نیز مطالعات موجود، الکترود مقیاس کارگاهی طراحی، ساخته و سایت کارگاهی احداث و راه‌اندازی شد. نتایج مقیاس آزمایشگاهی، با رفع آلودگی به‌مدت ۱۰۰ روز بر نمونه خاک طبیعی بستر مرکز دفن زباله همدان در مقیاس کارگاهی، حاوی ۲۵۰۰ ppm یون روی تأیید شد. آزمایشهای انجام شده در مقیاس آزمایشگاهی و کارگاهی نشان می‌دهد که با افزایش درصد کربنات در خاک، راندمان روش الکتروسینتک به مقدار ناچیز ۵% محدود می‌شود.

دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۸-۱۳۹۳ )
چکیده

در مهندسی ژئوتکنیک زیست¬محیطی، الکتروسینتیک به عنوان روشی کارآمد در رفع انواع آلودگی¬ها از خاک¬های ریزدانه مورد استفاده قرار گرفته¬است. هرچند که محققان زیادی به¬منظور رفع آلودگی از خاک¬ها از روش الکتروسینتیک استفاده نموده¬اند اما هنوز تأثیر اجزاء خاک بر بازده این روش توجه محققین بسیاری را به خود جلب کرده¬است. در مناطق خشک و نیمه خشک جهان از جمله ایران، کربنات¬ها یکی از اجزاء اصلی بسیاری از خاک¬ها می¬باشند. همچنین کربنات¬ها به عنوان یکی از عوامل اصلی افزایش خاصیت بافری خاک شناخته شده¬اند. کربنات¬ها در مقایسه با سایر مکانیسم¬ها مانند فاز تبادلی، مواد آلی و مواد آمرف بیشترین نقش را در نگهداشت فلزات سنگین ایفاء می¬کنند. علیرغم تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته¬است به موضوع نگهداشت آلاینده فلزسنگین در نمونه¬های حاوی درصدهای مختلف کربنات طی فرایند جذب و الکتروسینتیک توجه کمتری شده¬است. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر کربنات¬زدائی و میزان غلظت اولیه آلاینده بر رفع فلز سنگین سرب (Pb) از کائولینیت کربنات¬دار در فرایند الکتروسینتیک انجام شده¬است. در این راستا نمونه¬های کائولینیت حاوی ۴% کربنات طبیعی، و نمونه¬های کربنات¬زدائی شده با دو غلظت ۵ و ۲۰ سانتی مول بر کیلوگرم- خاک آلاینده سرب مورد آزمایش رفع آلودگی به روش الکتروسینتیک قرار گرفتند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که کاهش کربنات در کائولینیت کربنات¬دار، سبب کاهش در ظرفیت بافرینگ، پایین بردن pH، کاهش قابلیت نگهداری یون¬های فلزات سنگین و در مجموع افزایش بازده رفع آلودگی می¬شود. همچنین مکانیسم الکترواسمزی نیز در اصلاح رفتار خاک عمل نموده و تغییرات درصد رطوبت و تحکیم در نمونه¬ها مشاهده می¬شود.

دوره ۲۲، شماره ۳ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده

بررسی تأثیر اصلاح­کننده­ های آلی بر رفتار و گسترش آلاینده های مایع غیرآبی سبک (LNAPL) در خاک برای ارزیابی خطر آلودگی آب­های زیرزمینی، امری مفید می ­باشد. هدف از این پژوهش بررسی اثر کمپوست زباله­ شهری به عنوان اصلاح­کننده­ آلی بر نحوه­ انتقال گازوئیل درون ماسه بوده که در مقیاس آزمایشگاه انجام پذیرفته است. در این تحقیق از ستون­های با ارتفاع ۳۰ و قطر ۴/۲ سانتی­متر از جنس پلکسی­گلاس و سه نوع ماسه­ ریز، متوسط و درشت دانه استفاده شد. ستون­ ها تا ارتفاع ۲۴ سانتیمتر با ماسه و سپس لایه­ رویی به ارتفاع ۴ سانتی­متر با ۵، ۱۰ و ۱۵ گرم کمپوست که معادل ۱۰۰، ۱۵۰ و ۳۰۰ تن بر هکتار بوده، به طور همگن مخلوط و پر شد. در ادامه نیمی از لایه­ ماسه­ مخلوط با کمپوست در هر ستون به گازوئیل با غلظت ۲۰ میلی­گرم بر گرم ماسه آغشته گردید. جهت شبیه ­سازی بارش، آب با سه نرخ جریان ۲۵/، ۵/۰ و ۱ میلی­لیتر بر دقیقه بر ستون­ها اعمال شد. شبیه­ سازی عددی داده­ های آزمایشگاهی و تعیین پارامترهای انتقال، توسط مدل انتقال UTCHEM انجام پذیرفت. مطابق نتایج، مدل عددی حاصل، دارای همپوشانی قابل قبولی با داده­ های آزمایشگاهی بود. همچنین با افزایش میزان کمپوست در پارامتر ضریب پراکندگی تغییرات قابل ملاحظه­ای مشاهده نشد. در این پژوهش ضریب پخش با افزایش دو برابری مقدار کمپوست، ۱۱۰ درصد افزایش یافته و به عنوان نمونه، در ستون حاوی مخلوط ماسه ریزدانه و کمپوست با افزایش دو برابری مقدار کمپوست در نرخ­ های جریان ۲۵/۰، ۵/۰ و ۱میلی­لیتر بر دقیقه، فاکتور تأخیر به ترتیب به میزان ۷۸، ۱۰۰ و ۸۰ درصد افزایش یافت.
علی شمس الدینی*، شهربانو اسماعیلی،
دوره ۲۶، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده

معادن و صنایع وابسته به آن، در زمان بهره‌برداری و پس از متروکه شدن، بر محیط زیست اطراف خود تأثیرگذارند. از جملۀ این تأثیرات می‌توان به آلودگی آب‌های زیرزمینی و سطحی، و نیز آلودگی خاک اشاره کرد. مدل‌سازی غلظت فلزات سنگین با استفاده از روش‌های مقرون‌به‌صرفه لازمۀ مدیریت و اصلاح آسیب‏های واردشده به محیط زیست است. هدف این تحقیق ارائۀ چارچوبی به‌منظور مدل‌سازی فلزات سنگین در خاک با استفاده از طیف‌سنجی و نیز روش‌های مدل‌سازی آماری است. بدین منظور با استفاده از طیف‌سنجی، نمودار طیفی مربوط به ۵۳ نمونه خاک مربوط به منطقه‌ای در اطراف یک معدن متروکه در ایالت نیوساوث ولز استرالیا در طول موج‌های مرئی تا مادون قرمز میانی برداشت شد و مشتق دوم این داده‌ها محاسبه شد. سپس داده‌های طیفی مناسب برای مدل‌سازی غلظت فلزات سنگین شامل سرب، نقره، کادمیوم و جیوه با استفاده از روش انتخاب ویژگی جنگل تصادفی تعیین شدند و به‌عنوان ورودی برای مدل‌سازی غلظت فلزات سنگین با استفاده از روش‌های رگرسیون خطی چندمتغیره، جنگل تصادفی رگرسیون و ماشین‏بردار رگرسیون به‌کار گرفته شدند. نتایج نشان داد که طول موج‌های مادون قرمز میانی دارای اهمیت بیشتری به‌منظور مدل‌سازی غلظت فلزات سنگین در این تحقیق هستند. همچنین روش‌های غیرخطی یادگیری ماشین به‌خصوص جنگل تصادفی رگرسیون با مقادیر مجذور میانگین مربعات خطا ppm ۸/۰ و ضریب تعیین ۵۱/۰ برای سرب و ppm ۴/۹ و ۴۶/۰ برای کادمیوم دارای عملکرد بهتری نسبت‌به روش رگرسیون خطی چندمتغیره هستند.
 

صفحه ۱ از ۱